انباشت مسائل حل‌نشده و نقش دانشگاه

۰۶ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۳:۵۳ کد: ۵۲۸۱۴ دیدگاه / گفتگو
تعداد بازدید: ۵۹۶

سید پویا رسولی‌نژاد، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

در تاریخ ۲۷ و ۲۸ بهمن‌ماه همایش علمی و تخصصی «واکاوی ناآرامی‌های اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینه‌های درونی» با هدف ارائه راهبردها و راهکارها با رویکردهای جامعه‌شناختی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و رسانه‌ای با همکاری دانشکده علوم اجتماعی و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران برگزار گردید. پس از ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ به طور مجزایی درباره عوامل بیرونی و زمینه‌های درونی بروز این رویدادها سخن گفته شد. در رابطه با عوامل بیرونی به موضوعاتی همچون تحریک رئیس جمهور آمریکا، حضور جاسوسان موساد، فعالیت گروهک‌های ضد انقلاب و تجزیه‌طلب، تحریم‌های ظالمانه آمریکا و اروپا و … و درباره زمینه‌های درونی این حوادث به مسائلی ازجمله افزایش قیمت ارز و طلا، گرانی اقلام معیشتی، احساس تبعیض و بی‌عدالتی، زیست مجازی نوجوانان و جوانان و… اشاره و پرداخته شد. آن‌چه در این میان جای تأمل داشته، توضیح نحوه وابستگی بیرون و درون و تبیین چگونگی پیوستگی شرایط فراملی و ملی در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است. توجه به تاریخ ایران به‏منزله تمدنی بااهمیت در مقیاس جهانی می‌تواند پیوستگی شرایط درونی و بیرونی را آشکار سازد، تمدنی که در جهان قدیم مرکز ارتباط چین و روم، و در جهان اسلام گرانیگاه شرق و غرب بوده اما در جهان مدرن با ظهور اروپا مرکزی به حاشیه رانده شده است. این مسئله، موضوعی بوده که تلاش داشته‌ایم در این همایش علمی با رویکردهای گوناگون به آن بپردازیم.
یکی از حوزه‌هایی که در ذیل پیوستگی عوامل بیرونی و زمینه‌های درونی اتفاقات اخیر می‌تواند و باید مورد بررسی قرار بگیرد، حوزه علمی و دانشگاهی است؛ این‌که نقش دانشگاه در این زمینه چه بوده است و چگونه می‌توان میدان دانشگاه را از طریق پرداختن به این پیوستگی توضیح داد. مسئله‌ای که در این رابطه باید مورد توجه قرار گیرد این است که دانشگاه ما جامعه ایرانی و مسائل آن در حوزه‌های گوناگون را به عنوان یک موضوع مطالعه مشخص و حائز اهمیت تلقی نمی‌کند، موضوعی که خود را ملزم بداند به طور خاص در موردش مطالعه و تحقیق کند. در مراکز علمی و دانشگاهی، مسائل جامعه ایرانی صرفاً به عنوان مصداقی از مسائلی قلمداد می‌شوند که در بیرون از جامعه ایرانی احصا و بالطبع راهکارهای ویژه همان جوامع نیز برای آن طراحی و تجویز شده‌اند، نه به عنوان مسائلی منحصربه‌فرد که خاص جامعه ایرانی با مختصات و اقتضائات ویژه خودش است. به عبارت دیگر، دانشگاه ما غالباً مسائلی که بیرون از جامعه ما مطرح می‌شود را مبنای مشاهده، مطالعه و تحقیق خود قرار می‌دهد و در درون صرفاً نمونه‌هایش را جستجو می‌کند و به این ترتیب مشاهده خود را مخدوش و منحرف می-سازد.
برای این نقیصه می‌توان مثالی در حوزه پزشکی ارائه کرد. در فرایند آسیب‌شناسی نشانه‌های بیماری دنبال می‌شود و بر اساس این نشانه‌ها محرز می‌گردد که یک بیماری یا اختلالی وجود دارد و راه حل ازپیش موجود آن نیز ارائه می‌گردد، در حالی که این روند با خطا همراه است و فرد را گرفتار می‌کند. مسیر مطلوب در این حوزه این است که نشانه‌های بیماری به پزشک عرضه شود و پزشک با در کنار هم قرار دادن نشانه‌های فرد (خاصِ) بیمار به نتیجه و تشخیص صحیحی دست پیدا کند. در این مثال، پزشکی معادل فضاهای علمی و مراکز دانشگاهی ماست. علم و دانشگاه ما نتوانسته جامعه ایرانی را به عنوان یک واحد خاص مطالعه در مقیاس جهانی و بر اساس ویژگی‌ها و تفاوت‌های آن (که بر بنیاد ایرانی و اسلامی استوار است) مشاهده، مطالعه و عرضه کند و به دلیل ناتوانی در این مهم، با مشاهده صِرف نشانه‌ها، مسائلی غیر از مسائل واقعی جامعه ایرانی را تشخیص داده است. طبیعی است که در چنین فرایندی، راهکارهای مناسبی نیز که برای حل مسائل راهگشا باشد، ارائه نخواهد شد.
به لحاظ بنیادهای فلسفی، طرحی برای دانشگاه ایرانی نداشته و تا کنون عرضه نکرده‌ایم و این موجب شده که نظام دانشگاهی ما اقتباسی و ترجمه‌ای باقی بماند. زمانی که جریان علمیِ شکل‌گرفته، جریان اقتباس و ترجمه باشد، این جریان مانع این خواهد شد که دانشگاه ما بتواند با مسائل و نیازهای واقعی جامعه ارتباط بگیرد و نتیجه همین می‌شود که مسائلی که در جاهای دیگر (و متفاوتی) تشخیص داده شده، به عنوان مسائل خودمان تلقی می-شود و راهکارهایی ناظر به همان مسائل (و نه مسائل خودمان) ارائه می‌گردد. همین موضوع موجب شده که دانشگاه به طور غیرمستقیم اما اساسی در گسترش مسائل در جامعه سهم قابل توجهی داشته باشد و اگر از زاویه بنیادی به این موضوع بنگریم، می‌توان یکی از بزرگترین مسائل کنونی جامعه ایرانی را خود نظام دانشگاهی قلمداد نمود.
کارکرد و مأموریت مراکز دانشگاهی، طرح صحیح مسئله و جستجوی راه حل مناسب برای آن است و این مهم صرفاً از طریق توجه به زمینه واقعی و بومی جامعه خودمان و زمینه‌های ایرانی و اسلامی‌مان قابلیت تحقق می‌یابد. با توجه به وضعیتی که توضیح داده شد و با نظر به وضعیت کنونی، دانشگاه ایرانی پاسخ صحیح (یعنی برگرفته از پیشینه تاریخی و مولفه‌های تمدنی، سنت ایرانی و میراث اسلامی، و فرهنگ منحصربه‌فرد و اقلیم پیوسته آن) به مسائل جاری ایران ارائه نداشته و نقش مؤثری را در راستای تبیین واقعیت‌ها و به دنبال آن حل مسئله‌ها ایفا نکرده است. این مسیر باعث شده که جامعه ایرانی با «انباشت مسائل حل‌نشده» مواجه گردد و همین انباشت مسائل با ایجاد و استمرار حس ناامیدی و تقویت نارضایتی در بین اعضای جامعه، زمینه را برای ناآرامی‌های اجتماعی در اَشکال مختلف (اعم از اعتراض یا اغتشاش) فراهم می‌کند.
ناکارآمدی نظام اداری و اجرایی ما هم به همین مسئله برمی‌گردد. در واقع، تا زمانی که دانشگاه‌ها و بخش‌های کارشناسی به عنوان نظام طرح مسئله و حل مسئله ما در مسیر درستی گام برندارند و موضوعات خاص جامعه ایرانی را به عنوان «مسئله» ‌ای واجد ارزشِ مطالعه و تحقیق تشخیص ندهند، نمی‌توان انتظار خاصی از نظام اداری و اجرایی داشت، چراکه نظام کارشناسی و نظام اجرایی ما (بر خلاف چیزی که معمولاً عنوان می‌شود) ارتباط وثیق و ارگانیکی با هم دارند. به عبارت دیگر، نظام طرح مسئله ما (دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها) مبنای فعالیت نظام اجرایی هستند و ضعف دستگاه‌های اجرایی در حل مسائل به عدم ارائه طرح‌های کارشناسی و راهکارهای تخصصی از سوی مراکز علمی برمی‌گردد. از این زاویه، انباشت مسائل به لحاظ سازماندهی‌شده ارتباطی به دولت‌ها ندارد، اگرچه طبیعتاً ممکن است تا حدودی به اشخاص مرتبط باشد که خللی در تحلیل کلان این تعامل دوسویه ایجاد نمی‌کند. به عنوان نمونه، مسائل حوزه انرژی ازجمله ناترازی‌ها نتیجه طرح‌هایی است که برای این حوزه از سوی مراکز علمی ارائه و توصیه شده و ازبین‌رفتن تنوعات و ظرفیت‌های بومی و اقلیمی ما را به همراه داشته است.
بدین‌ترتیب، سهم و نقش دانشگاه در وضعیت کنونی جامعه در بخش‌ها و حوزه‌های گوناگون برجسته می‌شود؛ این‌که باید دانشگاه ایران با رویکرد تمدنی خودمان را داشته باشیم. دانشگاهی که قدرت نظریه‌پردازی و ظرفیت اندیشه‌ورزی در باب مسائل خاص جامعه منحصربه‌فرد ایرانی را داشته باشد، در مجموع نظام کارشناسی‌ای را موجب می‌شود که توان طرح مسئله و امکان حل مسئله را دارا خواهد بود و در نهایت نظام اجرایی را از بلاتکلیفی و فرایند آزمون‌وخطا رهایی خواهد بخشید. این، قطعاً با فعالیت علمی دقیق، عمیق و مسئله‌محورِ همراه با شجاعت و جسارت علمیِ پرداختن به مسائل جامعه ایرانی ممکن و میسر خواهد شد.

کلیدواژه‌ها: دیدگاه دانشگاه تهران


( ۱ )

نظر شما :