شکوه حافظ در شعر فارسی:
راز ژرف بهرهگیری از دیوان حافظ برای استخاره / ظرافت رعایت اعتدال در ستایش شاهان و وزیران
به گزارش روابط عمومی دانشگاه تهران، دکتر محمدرضا ترکی عضو هیأت علمی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، به مناسبت «بزرگداشت حافظ» گفت: «حافظ یکی از چند شاعر بزرگ ایران و جهان است. او همواره مورد توجه اهل نظر و اصحاب شعر و ادب بوده است. شاید تا حدود یک قرن پس از مرگ او، در منابع و تذکرهها، بهجز مقدمه محمد گلندام، ظاهراً بهسبب اقتضائات سیاسی از او سخنی چندان به میان نیامده باشد. طبیعی است که با برافتادن آل مظفر که حافظ شاعر دربار آنان بود، او نیز مغضوب قدرتهای حاکم شود و از او چندان سخنی به میان نیاید، ولی با افتادن آبها از آسیاب سیاست، دوباره این شاعر بزرگ و شعر شورانگیزش محل گفتگوی منابع ادبی شد».
با تغییر دولتها آثار حافظ دچار تزلزل نمیشد
وی درباره زندگی و آثار شاعر بزرگ ایران حافظ گفت: «اساساً حافظ شاعری نبود که در چهارچوبهای سیاسی از یادها برود و حکومت او بر عرصه شعر با آمد و رفت دولتها تزلزل بپذیرد. البته آن حدود یک قرن سکوت آثار و عوارض سو خود را داشت و باعث شد که اطلاعات ما از زندگی حافظ محدود بماند و روایتهایی که از دیوان او داریم نیز دستخوش پریشانیهایی بشود».
درخشیدن حافظ بهعنوان نمادی یگانه از فرهنگ
دکتر ترکی افزود: «یک بار دیگر در روزگار مدرن و دوران پس از مشروطیت روشنفکران ایرانی با حافظ، و تقریباً کلیت ادبیات فارسی، از سر نامهربانی درآمدند و او و امثال او را مقصر عقبماندگیهای تاریخی ما دانستند! تا بدانجا که برخی فتوای کتابسوزان دادند و دیوان او را به آتش کشیدند! امّا این کجرویهای کجرویان هم دیری نپایید و پس از مدتی، باز حافظ بر اریکه فرهنگ و زبان ایرانیان، بهعنوان نمادی از فرهنگ این سرزمین درخشیدن گرفت».
گزند بدخواهان و تأویلهای شخصی روشنفکران!
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران ادامه داد: «اما متأسفانه باز هم حافظ از گزند بدخواهان در امان نماند. پس از چندی جماعتی از روشنفکران به تفسیر و تأویلهای شخصی از او پرداختند. گاهی اصول دیالکتیک مارکس را از لابهلای اشعارش بهشعبده بیرون کشیدند و گاه این حافظ قرآن را که هرچه یافته از دولت قرآن یافته، اومانیستی دهری و ملحدی ماتریالیست و گاه پیرو مذهب مغان زردشتی شمردند و گاه پس از پوشاندن خرقه رندی بر قامت او، رندی او را تا سطح خوشباشی و لذتطلبی تنزل دادند و…».
دفتر حافظشناسی ما پر برگ، اما نهچندان پربار!
استاد دانشگاه تهران درباره چندلایه بودن اشعار حافظ بیان کرد: «تأویلپذیری موجود در شعر و چندلایه بودن زبان حافظ این امکان را به این مفسران میداد که همه این مفاهیم متناقض را به او نسبت بدهند. کسی هم به کسی نبود، این هرمنوتیک بیدروپیکر، در سایه تسلط ژورنالیسم و بیسوادی یا کمسوادی غالب این مدعیان، این جسارت را گاه از دیگران میگرفت که با این دیدگاههای افراطی مخالفتی یا در آن شَکی کنند. متأسفانه برخی یا بسیاری از گزارههایی که این جماعت پیرامون حافظ و شعر او پرداخته و ساختهاند بخشی از «مشهورات» روزگار ما را تشکیل داده و دفتر حافظشناسی ما را پر برگ، اما گاه نهچندان پربار کرده است»!
راز اصلی استفاده از دیوان حافظ برای استخاره!
وی با تأکید بر اینکه راز موفقیت حافظ و رمز توجه ما ایرانیان به او یکی این است که او اندیشههای تاریخی ما را در سرودههایش گنجانده است، افزود: «او گاه اسطورههایی که از هزاران سال قبل در فرهنگ ما وجود داشته و سینهبهسینه به ما رسیده و گاه در ناخودآگاه جمعی ما رسوخ و رسوب کرده، به اشاره یا تصریح در سخنش آورده است و گاه رنجها و دردهای تاریخی مردم این سرزمین را نغمه کرده است. ما غالباً در لحظههای پریشانی و دلتنگی، وقتی به سراغ حافظ رفتهایم، با ما بهگونهای سخن گفته که ما را به آرامش رسانده است. حافظ شاعر عشق و امید و آرامش است و حتّی تلخیها را هم با ریختن آنها در قالب طنز و شیرینسخنی در کام ما شیرین کرده است. حافظ از تلخیها هم که سخن میگوید سخنش خالی از طنین امید و شادی و آرامش نیست. لذا تلخیهای کلامش نیز هرگز به ملال نمیانجامد و این راز اصلی استفاده از دیوان حافظ، در کنار قرآن کریم، برای استخاره است».
رعایت جانب تعادل در مدح شاهان و وزیران
دکتر ترکی با اشاره به اینکه حافظ بیگمان، مانند بیشتر شاعران زبان فارسی، شاعری ستایشگر است و شاهان و وزیران و محتشمان زیادی را مدح کرده است، ادامه داد: «او اما در مدح جانب تعادل را رعایت کرده و چون برخی شاعران ستایش را به ابتذال نکشانده است. همین میانهروی در مدح از دلایلی است که باعث شده طبع مردم از سخنش ناخواسته آزرده نشود. دامنه مدح در غزلیات او محدود به یکی دو بیت است و اغلب ابیاتش را مصروف بیان مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه کرده است. او گاه برای تلطیف مدح که فینفسه امر خوشایندی نیست، ممدوح را تا سطح معشوق بالا کشیده و گاه بهگونهای سخن گفته که ما بهقطع نمیدانیم که خطابش به ممدوح است یا معشوق یا هر دو! و همین اجمال و ابهام رندانه، مثل دیگر ابهامها و ایهامهای او بر رونق کلامش افزوده است. غزلیات مدحی حافظ گاه فشرده لطیفی از یک قصیده و مینیاتوریشده یک چکامه است!».
سبک چندلایگی ابیات حافظ در اثر آشنایی عمیق با قرآن
عضو هیأت علمی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تصریح کرد: «حافظ زبانی چندلایه دارد که در هر خوانش بخشی از آن در برابر دیدگان ما چهره میگشاید و رخ مینماید. به همین دلیل است که شعر او هر قدر خوانده میشود تازگیاش را از دست نمیدهد و ما در هربار خوانش، چهبسا نکتههای تازه و احساساتی متفاوت را درمییابیم. این چندلایگی هم در عرصه کلمات اوست و هم در عرصه ترکیبات و کنایهها و استعارههایش و در زمینه جملات و هم در وادی اندیشههای او رخ داده است. بسیاری از ابیات او، مثل قرآن کریم، دارای بطنهای مختلف است و در زیر هر بطنی از آن بطنی دیگر نهفته است. این موهبت را حافظ بیشک از آشنایی عمیق با قرآن و سبک و شیوه این کتاب آسمانی یافته است».
نظریههای مختلف منتقدان و ربط عمقی اشعار حافظ!
استاد دانشگاه تهران درباره نظریههای مختلف منتقدان نسبت به آثار حافظ گفت: «منتقدان برخی از سرودههای حافظ را فاقد انسجام و نوعی «نظم پریشان» دانسته و بر او خردهها گرفتهاند؛ غافل از اینکه روابط ابیات در شعر او همیشه آشکار، سطحی و منحصر در روابط رایج در ساختار غزل فارسی نیست. شعر او فارغ از روابط در محورهای عمودی و افقی، از نوعی بُعد سوم و ربط عمقی بهرهمند است که تکتک کلمات و مصراعها و ابیات را به یکدیگر پیوند داده است. بر اساس این پیوند عمقی میتوان روابط ابیات را تشخیص داد و حتی پریشانی نسخههای موجود دیوان حافظ را که گاه در ترتیب ابیات با یکدیگر اختلافات جدی دارند، بر طرف کرد».


نظر شما :