پیشگیری بهتر از درمان است
علیحسین رضایان، استاد دانشگاه تهران
صحبتکردن از فرهنگ پیشگیری در جامعهای که اکثر کارها و تصمیمات مهم خود در آخرین لحظات اتخاذ میشود، بیشتر شبیه به شوخی است. از نظر لغوی پیشگیری به معنای پیشدستی کردن، آگاهکردن و هشدار دادن است.
در مفهوم عام پیشگیری عبارت است از مجموعه اقدامهایی که به منظور حفظ سلامتی افراد و جلوگیری از بروز بیماری یا اتفاقات ناگوار صورت میگیرد. متخصصان چهار مسیر برای حفظ سلامتی افراد توصیه میکنند:
۱) پیشگیری، ۲) تشخیص، ۳) درمان و ۴) نظارت تا بهبودی کامل.
پیشگیری؛ یعنی تغییر سبک زندگی یا تغییر سبک عادتها و باورهای قبلی به منظور اصلاح مسیرهای غلط و یا قدیمی. تاکید بر پیشگیری در فرهنگ ما، در نوشتهها و گفتههای ما وجود داشته و دارد. از مهمترین آنها میتوان به «پیشگیری بهتر از درمان است»، «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد»، «اول اندیشه وانگهی گفتار»، «هر که اول بنگرد پایان کار- اندر آخر او نگردد شرمسار (مولوی)»، «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی»، «به آغاز اگر کار خود ننگری- به فرجام ناچار کیفر بری (فردوسی)» اشاره کرد.
پیشگیری نوعی دوراندیشی یا آیندهنگری و یا نوعی سرمایهگذاری بلندمدت است. برای مثال در کشورهای توسعهیافته، برای داشتن شهروندان قانونمدار، وطندوست و مسئولیتپذیر در آینده توجه ویژهای روی تعلیم و تربیت بچهها در مدارس میشود.
سوال اول؛ پیشگیری در جامعه بر عهده کدام فرد، نهاد یا سازمان است؟
اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، باید همه سازمانهای مردمنهاد، متولیان فرهنگی و دغدغهمندان کشور ورود پیدا کنند و با استفاده از ظرفیتهای موجود در دولت و ملت آن را فرهنگسازی و در جامعه نهادینه کنند. خانواده به عنوان مهمترین و اولین نهاد تعلیم و تربیت در این راستا بسیار اثرگذار است. در ادامه مدارس، دانشگاه، مساجد و سایر نهادهای مدنی و مذهبی نقش عمدهای را میتوانند ایفا کنند.
سوال دوم؛ اینکه از چه مقوله و موضوعی باید پیشگیری کنیم؟
همه موضوعاتی که برای حفظ سلامت جامعه، کشور و جهان خود به آن نیاز داریم، مثلاً پیشگیری از بیماریها به معنای جلوگیری از عوامل خطرساز و تقویت سیستم ایمنی بدن است. واکسیناسیون عمومی یک روش مؤثر برای پیشگیری از بیماریهاشت.
پیشگیری از انتشار اخبار دروغ، نادرست، منفی، یاسآور و ترویج اخبار مربوط به پیشرفتها، موفقیتها، اقدامات خیرخواهانه، همنوعدوستی، صادقبودن در گفتار و رفتار برای شادابی و سلامت روح و روان بسیار تأثیرگذار است.
تشخیص درست، دقیق و به موقع: اگر به هر دلیلی نتوانستیم از اتفاقی پیشگیری کنیم باید شاخکهای گوش، چشم و احساس ما آنقدر قوی باشد تا یک معضل و یک درد را به موقع و درست تشخیص دهیم.
اگر در گذشته از روی علائم بالینی به تشخیص بیماری میپرداختند، در حال حاضر وجود آزمایشگاههای متعدد و مجهز، کامپیوترهای قوی برای پردازش و شبیهسازی، هوش مصنوعی و سایر ابزار و تجهیزات بسیار دقیق، به تشخیص تقریباً مطمئن یک بیماری و یا یک چالش اجتماعی و زیست محیطی کمک شایانی میکند.
البته زمانی میتوانیم نسبت به آنچه در محیط اطراف ما رخ میدهد، حساس باشیم که با بیتفاوتی از کنار دردها، نقدها، اظهارات، پیشنهادات و اتفاقات به سادگی عبور نکنیم و دغدغه تشخیص درست برای شروع درمان داشته باشیم. تشخیص به موقع، یعنی باور به ضربالمثل «جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است».
البته لازمه تشخیص درست، دقیق و به موقع، گرفتن شرح حال افراد در یک محیط آرام، بدون ترس و نگرانی از آینده افراد است و تا این شرایط فراهم نشود، افراد خودسانسوری کرده و از بیان صریح و شفاف چالشها و دردها امتناع خواهند کرد و در یک محیط غیرشفاف، اطلاعات نادرست مبنای تشخیص قرار خواهد گرفت. لذا مدیران و متخصصان باید گوش شنوا و چشم بینا داشته باشند و در جمع ذینفعان حضور پیدا کنند و سخنان و درد دلهای ولینعمتان خود را مستقیم و بدون واسطه بشنود و با علاقه مورد بررسی قرار دهد. محیطی امن و آرام کمک میکند تا همکاران، ذینفعان و مشتریان بدون نگرانی ابراز عقیده کنند و عملکرد مدیر بالادست خود را با در نظر گرفتن انصاف، صریحاً نقد کنند تا مبنای تشخیص قرار گیرد.
درمان درد و تجویز نسخه با در نظر گرفتن همه جوانب
به باور اینجانب، فرهنگ پیشگیری در کشور ما هنوز نهادینه نشده است و اعتقادی به پیشگیری در هیچ کدام از حوزههای حکمرانی، بهداشت و درمان، دانشگاه، دادگاه، مدارس و آموزشگاهها وجود ندارد یا هنوز بسیار کمرنگ است، چون هنوز نخبگان، روشنفکران و کارگزاران به جمعبندی و گفتمان مشترک نرسیدهاند. در خصوص تشخیص هم اولاً دیر تشخیص میدهیم، ثانیاً تشخیصهای ما ناشی از ذهنیت و پیشداوری است، ثالثاً با ابزارهای دقیق و علمی همراه نیست و رابعاً شفاف و صریح نیست.
درمان هزینهبر است و این هزینه هم برای فرد، خانواده، سازمان و دولت سنگین و سرسامآور است. اگر از هزینه هنگفت درمان بگذریم، خیلی از مواقع فردی که درد را تشخیص میدهد، در تجویز نسخه اشتباه میکند. علت تجویز نسخه غلط از عوامل مختلفی نشأت میگیرد که در ادامه به برخی از آنها میپردازیم: عدم استفاده از ابزارهای دقیق علمی؛ نگرفتن شرح حال کامل از فرد یا چالش اجتماعی؛ عدم توجه به تفاوت ژنتیکی و سوابق فرد یا آداب و فرهنگ جامعه یا به عبارتی پویا و دینامیکبودن پدیدهها و چندبعدی بودن برخی از بیماریها و مشکلات؛ عدم مشورت با دیگر متخصصان یا بهروز نبودن اطلاعات و دانش فرد در آن حوزه، به عبارتی توهم عقل کلبودن نسخهنویس برای درمان درد. همه این عوامل باعث میشود به رغم تجویز نسخه و گذشت زمان و مراجعه مکرر فرد به متخصص، احساس رضایت در فرد بیمار و یا جامعه دیده نشود.
گاهی هم انباشت نارضایتی از نسخهنویسهای چالشهای اجتماعی به مرور زمان باعث تغییر افراد مسئول میشود، در حالی که مردم از آن شرایط سخت رها نمیشوند و دردهای جامعه نیز کاهش پیدا نمیکند.
البته در مواردی جایگزینی و تغییر یک پزشک با پزشک دیگر اگر از روی بررسی و جستجوی دقیق باشد، میتواند نتیجه مطلوبی هم داشته باشد. این بررسی ممکن است از پایین به بالا باشد؛ یعنی خود فرد به خاطر خود و خانواده خود دنبال پزشک حاذق باشد و یا از بالا به پایین باشد؛ یعنی نارضایتی اکثریت جامعه به مدیران و کارگزاران فشار میآورد تا فردی شایسته در آن پست و منصب قرار گیرد و در هر دو حالت وضعیت فرد یا جامعه بهبود نسبی را تجربه میکند.
نظارت و پایش فرد یا جامعه برای جلوگیری از عود بیماری یا چالش:
در صورتی که در مرحله درمان، بیماری و چالش کنترل شود، جای امیدواری وجود دارد که فرد یا جامعه به زندگی عادی خود برگردد. ولی باید نظارت و پایش مستمر صورت گیرد تا بیماری مجدداً عود نکند.
نتیجهگیری:
۱) پیشگیری و آیندهنگری باید اولویت فرد، جامعه و دولت باشد، چون عاقلانه، کمهزینه و به نفع همه است.
۲) تشخیص درست، دقیق و به موقع بدون سوگیری و تعصب با استفاده از ابزارهای به روز و استاندارد انجام گیرد.
۳) تجویز درمان با در نظرگرفتن تمامی متغیرها برای مدت زمان مشخص اعمال شود.
۴) نظارت و پایش مستمر برای جلوگیری از عودکردن چالش یا بیماری تا بهبودی کامل انجام گیرد.
با توجه به اینکه تجربه تاریخی نشان داده است که در کشور ما اکثر اصلاحات از بالا به پایین در عمل با شکست همراه بوده است و همچنین سیستم و یا ساختارها ثبات، دوام و قوام لازم را برای پیشبرد موضوعات مهمی مثل ساختن فرهنگ پیشگیری را ندارد و معمولاً در بزنگاهها در برابر حاکمان تسلیم میشوند، به نظر میرسد اصلاحات از پایین به بالا جای امیدواری بیشتری داشته باشد؛ یعنی افراد و جامعه میتوانند با اقدامات درست خود سیستم، ساختار و یا سازمان را به دنبال خود بکشند و آن را با خود همراه سازند.
لذا برای دستیابی به فرهنگ پیشگیری و حرکت تدریجی و آرام در مسیر اصلاحات از پایین به بالا دو نکته مد نظر قرار گیرد: اولاً با جدیگرفتن توصیههای متخصصان اعم از پزشکان، مهندسان، جامعهشناسان، روانشناسان، حقوقدانان، سیاستمداران و فیلسوفان به سمت تغییر سبک زندگی با اولویت «پیشگیری بهتر از درمان است» در جهت سلامت جسم، روح و روان خود و جامعه حرکت کنیم. از جامعه هم انتظار میرود به هر شایعه و اظهارنظر در فضای مجازی و یا در فضای واقعی دقت کند و فقط به مدرک یا پیشوند و یا پسوند نویسنده و گوینده توجه نکنند، بلکه به سوابق افراد و به محتوای پیام توجه کنند. ممکن است ارزش گوشدادن، خواندن و یا ارسالکردن به اشخاص یا گروهها و کانالهای دیگری را نداشته باشد.
ثانیاً به خاطر خود و بچههایمان و آینده آنها سبک زندگی خود را با ترویج باور به پیشگیری در هر کار، مکان و زمان، خصوصاً با توجه به چالشها و ناترازیهای امروز کشور در استفاده از آب، برق، گاز با محوریت شعار «صرفهجویی و استفاده بهینه بهتر از جیرهبندی و یا قطع موقت آنهاست» تغییر دهیم. لذا از خود شروع کنیم و به سازمانها و مدیران آنها فشار بیاوریم تا به سمت پیشگیری حرکت کنند. فراموش نکنیم لازمه پیشگیری داشتن آگاهی کافی و درست است. بر روشنفکران و نخبگان دغدغهمند هم فرض است با تولید محتوای مناسب، آگاهی عمومی جامعه را به سمت پیشگیری سوق دهند و با صدای بلند اعلام کنند: «نوشدارو بعد از مرگ سهراب فایده ندارد» و با توجه به آیه شریفه سوره رعد؛ آیه ۱۱: (إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ) «بیتردید خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمیدهد تا آنها وضع خود را تغییر دهند» منتظر هیچ ناجی نمانید. تک تک شما نجاتدهنده خود و جامعه خود هستید.
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست
(سعدی)


نظر شما :