
دانشجویان دانشگاه تهران، برای دانشآموزان کنکوری استان سیستان و بلوچستان مدرسه مجازی راه انداختهاند
آموزش از راه خیلی دور
کنکوریهای امسال، این روزها دغدغه ثبتنام کلاسهای آنلاین را دارند. آنها کنکور سختی را پشت سر گذاشتند و با مشکلاتی مثل کرونا، عقب افتادن زمان برگزاری و همه استرسهایشان، بالاخره از سد کنکور گذشتند. اما در حاشیه اتفاقات عجیب و غریب این کنکور کرونایی، داوطلبان یک استان بودند که بیشتر از همه استرس کشیدند و حتی خیلیهایشان تصمیم گرفتند که بیخیال تحصیل و کنکور شوند؛ در چنین شرایطی، گروهی از دانشجویان وسط میدان آمدند، راهنماییشان کردند و دستشان را گرفتند؛ دست دانشآموزان پایکنکوری استان سیستان و بلوچستان را که کرونا و سیل دست به دست هم داده بود تا آنها را از درس و مشق عقب بیندازند. این گروه دانشجویی، دانشجویان دانشگاه تهران بودند که حواسشان به آنها بود و البته هنوز هم هست تا محرومیت آموزشی، کرونا و سیل، آینده آنها را بیش از این به مخاطره نیندازد. به خاطر همین، آستین همت بالا زدهاند و از راه دور و مهمتر از آن، در زمانی که هنوز آموزش مجازی مد نشده بود، برایشان کلاس آنلاین تشکیل دادند و قدم به قدم و آرامآرام، آنها را آماده کردند تا برای کنکور پراسترس، آماده شوند. حالا هم که کنکور تمام شده است، برنامههای ویژهای برایشان گذاشتهاند تا با تجربه سالی که گذشت، کلاسهای آنلاین و برنامههای دیگرشان را برای کنکور ۱۴۰۰ به پیش ببرند. حسین مرشدیان، مسوول کانون خدمترسانی دانشگاه تهران و میثم نهنگی، معاون آموزش این کانون، درباره این مدرسه مجازی که برای آمادهسازی دانشآموزان سیستانی راه انداختهاند، میگویند.
گروه دانشجویان دانشگاه تهران، حالا سرشان حسابی شلوغ است. درست است که کنکور سال ۹۹ با همه فرازها و نشیبهایش تمام شده، اما آنها خود را برای کنکور سال ۱۴۰۰ آماده میکنند. همه تجربههای ریز و درشتی را که در کنکور سال قبل داشتند، به کار گرفتهاند تا آموزش بهتری برای دانشآموزان سیستان و بلوچستان داشته باشند. آنها این روزها، برای مدرسه آنلاینشان، کتاب کمکدرسی جمع میکنند؛ کاری که به خاطرش پویشی مردمی هم به راه انداختهاند. یکی از فعالیتهای مهم آنها، تامین کتابهای کمک درسی برای دانشآموزان مناطق محروم است. مرشدیان میگوید: «یکی از مهمترین مشکلاتی که برای دانشآموزان پای کنکوری استانهای محروم وجود دارد، تامین کتابهای کمک درسی است.» آنها نصف و نیمه درس را در مدرسه یاد میگیرند، اما شاید نشود بدون کتابهای کمک درسی، در کنکور موفق عمل کرد؛ چون خیلی از روشهای کنکوری و تستهای کنکوری در مدارس تدریس نمیشود. این روشها را باید در کتابهای درسی پایه یازدهم و دوازدهم پیدا کرد، مرشدیان میگوید که دانشآموزان مناطق محروم، بهخصوص دانشآموزان سیستان و بلوچستان، در درسهای ریاضی، فیزیک و عربی ضعیف هستند و خب همه اینها، لزوم استفاده از کتب کمک درسی را مهمتر میکند. دانشآموزی که نمیتواند هزینه یک گیگ اینترنت را بدهد، چطور میتواند، برای کتاب کمک درسی، پولی داشته باشد؟ و حالا به خاطر همین احساس نیاز، دانشجویان دانشگاه تهران کارزار حمایتی برای تهیه این کتابها راه انداختهاند و از داوطلبانی که در کنکور سراسری سالهای گذشته شرکت کردهاند و احتمالا دیگر به کتابهای کمک درسیشان نیازی ندارند، درخواست کردهاند تا کتابهایشان را به دست دانشجویان دانشگاه تهران برسانند تا آنها هم این کتابها را به دانشآموزان مناطق محروم بدهند. مرشدیان میگوید که این پویش را تازه شروع کردهاند، اما استقبال اهدای کتابها خیلی خوب بوده است.
این اما تنها برنامه دانشجویان دانشگاه تهران نیست. آنها تصمیم دارند، مدرسه آنلاینشان را بزرگتر کنند، حالا نهتنها سیستان و بلوچستان، بلکه کرمان و دیگر استانهای محروم هم در برنامه هدف آنها قرار دارد، ولی طبیعتا گسترش مدرسه نیاز به برنامهریزی جامعتری دارد؛ کاری که دانشجویان این روزها در کنار جمعآوری کتابهای کمک درسی انجام میدهند. مرشدیان میگوید: «آن زمان که مدرسه آنلاین را راه انداختیم، تقریبا هیچ تجربه آموزش آنلاینی در کشور وجود نداشت، حالا اما برنامههای متنوعی وجود دارد.» و حالا که تجربیات آموزش آنلاین زیاد شده است، آنها تصمیم گرفتهاند که روی ایدههای بهتری برای آموزش آنلاین کار کنند.
جرقه احداث مدرسه
اما ایده احداث مدرسه آنلاین چطور شروع شد؟ داستان احداث مدرسه مجازی برای استان جنوبشرقی، از دی ماه پارسال، شروع شد؛ زمانی که سیل، این استان پهناور را زیر آب برد. سیل که جاری شد، فرقی نداشت، زمینهای کشاورزی روستاییان، جادهها و راهها یا حتی مدارس را؛ تروخشک با هم سوختند و رفتند زیرآب. قبل از این هم آموزش در استان محروم، لنگ میزد و نبود مدارس و معلم هر دو با هم، مهمان که نه، صاحبخانه بود و محرومیت آموزشی، همیشه با اسم استان سیستانوبلوچستان همراه بود. آب که سرزیر کرد، همه امدادرسانان راهی استان شدند تا راههای مسدود شده را باز کنند و آذوقه برسانند به روستاها و شهرها. کمتر کسی اما حواسش به دفترها و کتابهای غرقشده در آب یا نیمکتهای شناور در آب بود. همان زمان، در سیل دی ماه، کانون خدمترسانی دانشگاه تهران، متشکل از پانزده دانشجو به این مناطق سیلزده رفتند تا باری از روی دوش سیلزدهها بردارند. چشمان تیزبینشان اما مدارسی را که بهخاطر سیل، بسته شده بودند، دید؛ مرشدیان میگوید که آنزمان نمیدانستند باید به دانشآموزانی که یکباره به خاطر سیل از تحصیل باز ماندهاند، کمک کنند. او میگوید که گروهشان با ذهنی مشوش بعد از چند روز به تهران بازگشتند، اما فکر نگاه منتظر دانشآموزان سیستانی یک لحظه هم آنها را رها نکرد و درست همان زمان، همان زمان که آموزش مجازی، هنوز طرفداری نداشت، آنها ایده احداث مدرسه مجازی به ذهنشان رسید؛ این که ازراهدور به دانشآموزان دهم، یازدهم و دوازدهم که باید خود را برای کنکور آماده کنند، آموزش بدهند. حسین میگوید: «امکان آموزش برای همه دانشآموزان امکان نداشت. ما تنها میتوانستیم به دانشآموزانی که به گوشی تلفن هوشمند یا تبلت دسترسی داشتند، آموزش بدهیم.» او میگوید که برخی از دانش آموزان به تبلت و موبایل دسترسی نداشتند یا در خوشبینانهترین حالت، فقط زمانی که والدینشان به خانه برمیگشتند، میتوانستند، موبایل دستشان بگیرند. این اما تنها مشکل آنها نبود، بسیاری از خانوادههای محروم استان سیستانوبلوچستان، نمیتوانستند، هزینههای اینترنت را تامین کنند و عملا امکان استفاده از این ایده و آموزش دانشجویان دانشگاه تهران را نداشتند. اما آنها راهکارهایی برای راهاندازی مدرسهشان، داشتند و دارند.
کلاسهایی با زمان باز
راهحل مشکلات یکی پس از دیگری به ذهن خلاق بچهها، راه پیدا کرد. آنها تصمیم گرفتند که ایده جذابشان را با وزارت ارتباطات مطرح کنند؛ جالب اینکه وزارتخانه هم از ایده آموزشی آنها استقبال و با تیم آنها همکاری کرد. شمارههای دانشآموزان را به وزارتخانه دادند تا به این بچهها اینترنت رایگان بدهند. مشکل اینترنت رایگان که حل شد، آنها به ساعات باز کلاسها فکر کردند. به اینکه دانشآموزان در هر زمانی از روز که به موبایل دسترسی پیدا میکنند، بتوانند درسشان را بخوانند. نهنگی میگوید که برای این مشکل هم راهحل سادهای را پیشنهاد دادند. در واقع آنها برنامهریزی دقیقی برای آموزش کردند. اینکه هر روز ساعت ۸صبح محتوای آموزشی را در گروههای کوچکی که در یکی از اپلیکیشنهای ارتباط اجتماعی درست کرده بودند، بارگذاری کنند، اما به اعضای گروه زمان دادند تا ساعت ۸شب، محتوای آموزشی را ببینند و درس را هم یاد بگیرند. گروه اما زمانبندی جامعتری هم داشتند؛ اینکه بعد از ساعت ۸ شب دو ساعت زمان رفع اشکال باشد. رفع اشکالی که البته تکنفره بود و سرگروه برای دانشآموزانی که در زیرگروهشان است، انجام بدهد.
آنها تهیه آموزش را برمبنای سطح متوسط گذاشتند و برای همین سطح هم تولید محتوا را شروع کردند. تولید محتوایی که با امکانات اولیه در قالب متن آموزشی، فیلم، پیدیاف و صوت به گروهها فرستاده شد و این گروه کارشان را در دیماه با همین شرایط شروع کردند. نهنگی میگوید که رفتهرفته، تعداد دانشآموزان بیشتر هم شد و حتی به ۲۰۰۰ نفر رسید اما به نظر میرسید که استقبال از آموزش مجازی، بیشتر از این حرفهاست: «در بین دانشآموزان، مدیران مدارس و معلمانی هم بودند که از محتوای درسی ما استفاده کردند و در اختیار دانشآموزانشان گذاشتند.» آنقدر که دامنه استفاده از دروس گروه به دانشآموزان مناطق محروم در جنوب استان کرمان هم رسید.
مشاوره کرونایی
درست است که آنها کارشان را در دیماه پارسال، زمانی که کرونا هنوز نیامده بود، شروع کردند اما بعد از شیوع کرونا هم کار را همچنان ادامه دادند. آن زمان اما فارغ از آموزش، استرس ابتلا به بیماری و موفقیت در کنکور سراسری به دل دانشآموزان افتاده بود. شاید به خاطر همین است که مرشدیان و گروهش، خدمات ویژه برای دانشآموزان راه انداختند؛ خدمات مشاوره که به گفته مرشدیان، در استان سیستانوبلوچستان، خیلی هم مهجور مانده است. او میگوید که شاید آموزش و بالابردن سطح علمی دانشآموزان استان، خیلی مهم باشد، اما با مشاوره تحصیلی درست، میتوان به بالابردن سطح علمی هم امیدوار بود. آنها تصمیم گرفتند که بعد از آموزش، به بچهها، مشاوره تحصیلی هم بدهند و برای درس خواندنشان برنامهریزی کنند. در مدتزمان کنکور هم از دیماه، تا مردادماه که کنکور سراسری، برگزار شد، دو سه بار آزمون برگزار کردند؛ هرچند که برنامهریزی برای ۲۰۰۰ دانشآموز سخت است، اما آنها با کار شبانهروزی، تلاش کردند آموزش خوبی به بچهها بدهند.